تأثیر رشد نقدینگی

بررسی سناریوهای مشکلات اقتصادی ایران و بن بست های تجاری فعلی
بررسی سناریوهای مشکلات اقتصادی ایران و بن بست های تجاری فعلی
سپتامبر 9, 2018
آیا در ایران بحران داریم یا خیر؟
سپتامبر 16, 2018
تأثیر رشد نقدینگی
تأثیر رشد نقدینگی

بر اساس اعلام بانک مرکزی ایران آخرین حجم نقدینگی در خرداد 1397 به میزان 1582 هزار میلیارد تومان است.در حالی که در خرداد 1396 این رقم 1314 هزار میلیارد تومان است و ظرف یک سال رشدی % 4/20 داشته است اما نکته قابل توجه از حجم نقدینگی 1582 هزار میلیارد تومان این است که 1376 هزار میلیارد تومان آن حجم شبه پول و 205 هزار میلیارد تومان آن حجم پول می باشد و در مقایسه با سال گذشته حجم شبه پول% 7/19  و حجم پول 25%  رشد نموده اند.

و بد نیست بدانید که حتی مقام رهبری نیز در 24/4/97 خطاب به رییس جمهور و اعضای هیات دولت اعلام کردند که این رقم نقدینگی خیلی رقم فوق العاده ای است هم رقمش بالا است و هم رشدش زیاد است این رقم یک چیز افسانه ای است.

موضوع بسیار مهم نقدینگی از زمره مطالبی است که در ایران کمتر به آن پرداخته شده است و تاثیرات شگرف آن گاها نادیده گرفته شده است.

در این مقاله تلاش می کنیم تا با مرور اعداد و ارقام و تحلیل شرایط موجود پی به راز مهم تاثیر نقدینگی برآینده کسب و کارهایمان و حتی زندگی فردیمان ببریم و سعی در مرور این ترند مهم در اقتصاد و تجارت ایران خواهیم نمود.

رشد نقدینگی ایران در سال 1397

1. مرور روند تاریخی رشد نقدینگی در ایران

حجم نقدینگی در طی 58 سال گذشته به طور متوسط با نرخ% 6/ 24 در سال رشد نموده است.

(هر چند این مدت به صورت خطی و هموار رشد نکرده و در سال هایی با سرعت بالا و دوره هایی با رشد کم همراه بوده است)

رشدهای بالا نقدینگی به ویژه در اواسط دهه 1350 و اوایل دهه 1370 و همچنین نیمه دوم دهه 1380 عمدتا متکی به رشد بالای پایه پولی بوده است وتنها در کل دهه 1340 ما شاهد رشد اندک نقدینگی بوده ایم که به دلیل رشد بالای اقتصادی در آن دهه همان رشد اندک نقدینگی نیز آثار تورمی به همراه نداشته است و رشد نقدینگی متناسب با نیاز اقتصادی رخ می داده است .

علت رشد نقدینگی در اواسط دهه 50 رشد خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی و در نتیجه رشد پایه پولی بوده است و به علت واردات گسترده این رشد نقدینگی باعث ایجاد تورم نشد و همچنین در اوایل دهه 70 علت رشد نقدینگی متاثر از سیاست های آزادسازی و تعدیل بسیار بالا بود و چون امکان واردات گسترده نبود آثار تورمی آن به سرعت پدیدار شد.

در نیمه دوم دهه 80 رشد نقدینگی به علت افزایش خالص ذخایر ارزی بانک مرکزی رخ داد اما با واردات گسترده آثار تورمی آن تا حد زیادی کنترل شد اما به محض آن که امکان واردات محدود شد آثار تورمی خود را نشان داد.

رشد نقدینگی ایران نمودار

اما داستان رشد نقدینگی در 5 سال گذشته داستان جدیدی است که در دوره های قبل سابقه نداشته است و آن هم رشد بالای نقدینگی متکی به نرخ سود بالا و افزایش سهم شبه پول می باشد.

هر چند 5سال گذشته حجم نقدینگی بارشد بسیار بالایی همراه بوده است اما ریشه آن  به اوایل دهه 80 و ظهور بانک های خصوصی (غیر دولتی) در اقتصاد ایران بر می گردد.

این بانک ها در رقابتی ناسالم برای جذب سپرده اقدام به افزایش نرخ سود نمودند و این سپرده ها را نیز در پروژه های پر ریسک استفاده نمودند.

البته تا زمانی که درآمدهای سرشار نفتی به اقتصاد تزریق میشد بازدهی دارایی های بانک ها آنچنان بالا بود که نرخ سود بالای آنها را تامین میکرد اما با کاهش قیمت نفت و تاثیر تحریم ها کسب بازدهی برای دارایی بانک ها متوقف شد.

بانک ها عملا با دارایی های منجمد (مستغلات) و وام های معوق روبه رو شدند در حالی که تعهد آنها به سود سپرده ها همچنان باقی بود.

اما بانک ها چاره کار را نه درحل  مساله که در به تعویق انداختن مشکل دانستند و علی رغم عدم کسب درآمد از دارایی های خود (سپرده سپرده گزاران ) اقدام به افزایش نرخ سود سپرده ها نمودند و نتیجه کار واضح بود ناترازی شدید در ترازنامه بانک ها و موسسات اعتباری و افزایش حجم نقدینگی که از سال 92 تا 96 حدود 6/2 برابر شد.

2. اثرات رشد نقدینگی

واقعیت این است که حجم نقدینگی متغیری بسیار پیچیده است و به راحتی نمی توان رفتار و اثرات آن را مورد تحلیل قرار داد زیرا نه تنها رفتار این متغیر در زمان تغییر می کند بلکه اثر گذاری آن بر نوع اقتصاد کشورها متفاوت است .

پس بیایید در ابتدا یک بار دیگر تعریف حجم نقدینگی را مرور کنیم :

حجم نقدینگی معیاری است از میزان دارایی های نقد متعلق به بخش خصوصی.

این متغیر بر اساس حجم سپرده های بخش خصوصی نزد شبکه بانکی (به علاوه اسکناس و مسکوک در دست اشخاص) محاسبه می شود.

در حال حاضر سپرده های بخش خصوصی حدود 95% حجم نقدینگی را تشکیل می دهد و نقدینگی بدهی شبکه بانکی به بخش خصوصی محسوب میشود که در سمت بدهی های تراز نامه بانک ها و موسسات اعتباری قرار می گیرد بنابراین حجم نقدینگی با دارایی بانک ها و موسسات اعتباری ارتباط نزدیکی دارد.

2-1 اثر گذاری رشد نقدینگی بر تورم

رابطه مستقیم میان نرخ رشد نقدینگی و تورم تا سال 1380 در اقتصاد ایران وجود داشته است اما به تدریج این رابطه کمرنگ تر شده است و علت آن چیزی نیست  جز اینکه تا قبل از 1380 حجم پول سهم قابل توجهی در حجم نقدینگی داشت و نرخ سود پرداخت شده روی سپرده های کوتاه مدت و بلند مدت بود اما از 1380 به بعد سهم شبه پول در حجم نقدینگی افزایش یافته است . (به علت افزایش نرخ سود بانک ها)

به بیان دقیق تر دولت یازدهم با کمک شبه پول (سپرده ای غیر دیداری (مدت دار)مانند سپرده های سرمایه گذاری کوتاه مدت و بلند مدت و حساب های پس انداز اوراق قرضه و اسناد خزانه) که نقش ضد تورمی ایفا می نمایند تورم را کنترل نمودند , زیرا دارندگان آن لااقل برای مدتی از هزینه کردن آن منصرف شده بودند.

راهکارشان هم بسیار ساده بود با افزایش نرخ سود سپرده های بانکی پول موجود در جامعه را جذب نمودند تا بتوانند با کاهش تقاضا تورم را کنترل کنند

اما دولت دوازدهم در شهریور ماه 96 با کاهش دستوری نرخ سود بانک ها با افزایش نرخ رشد حجم پول مواجه شده است که تاثیر آن افزایش تورم است.

به زبان بسیار ساده از سال 91 تاکنون نقدینگی حدود 232% رشد کرده است

اما در این مدت تولید حقیقی تنها 18% رشد نموده و سطح قیمت ها نیز 118%  افزایش یافته است بنابراین جمع تولید و تورم به ما نشان می دهد که بایستی شاهد افزایش حدود 100% سطح قیمت ها در بازار باشیم که ظرف 12 تا 18 ماه آینده خود را نشان خواهند داد.

2-2 نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی و خطرات پیش رو

آنچه بیش از نقدینگی اهمیت دارد نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی است و این نسبت برای اولین بار در اقتصاد ایران در انتهای سال 96 به بیش از 100% رسیده است

هر چند در طول سال های 79 تا 85 نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی از 38% به 52% رسید اما این رشد از 92 تا کنون به میزان 65% تا 103% بوده است

اما سوال اساسی اینجاست که آیا این نسبت 103% باعث نگرانی است یا خیر؟

در اقتصاد و ادبیات توسعه مالی مفهومی داریم به نام شاخص توسعه مالی و همین نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی یکی از شاخص های توسعه مالی محسوب می گردد بنابراین اگر شاخص های توسعه مالی رشد نموده اند افزایش نسبت ذکر شده چندان ناخوشایند نمی باشد اما وقتی متوجه می شویم که شاخص های توسعه مالی از نیمه دوم دهه 1380 متوقف شده اند و حتی در دهه 90 کاهش یافته اند آنگاه موضوع رشد شاخص نقدینگی بسیار غیر عادی است و رشد نسبت نقدینگی به تولید که ناشی از توسعه مالی نباشد بسیار نگران کننده است و تنها به یک معنی است “تورم آنی”

تولید ناخالص داخلی

جمع بندی

بسیاری از اقتصاد دانان مطرح این حجم نقدینگی غیر مولد در کشور را به یک بمب ساعتی تشبیه نموده اند و برخی دیگر به آب عظیم پشت سد که هر آن احتمال تبدیل شدن به سیلابی عظیم را دارد.

اما آنچه در شرایط فعلی مسلم است اقتصاد ایران از انتهای دهه 1380 و با افزایش شدید نرخ سود بانکی همزمان با رکود اقتصادی بمب ساعتی را روشن نموده است و با تصمیم گیری های نادرست خود از نیمه دوم سال 96 تاکنون باتری بمب ساعتی را نیز تقویت نموده است و تنها بایستی منتظر نقطه انفجار باشیم و در این میان تنها چاره کمتر آسیب دیدن است.

اگر دقیق تر به موضوع بنگریم این سیلاب عظیم تورم نهفته را بیدار خواهد کرد و بالاخره سم خود را به تن اقتصاد وارد خواهد نمود.

این بار تورمی حدود 100% خود را در بازار سکه و ارز تخلیه می نماید و در این روند سرعت خلق نقدینگی افزایش میابد و مجددا باعث افزایش تورم می شود.

افزایش تورم, نرخ ارز و سکه را باز هم افزایش می دهد و افزایش قیمت آنها تورم را بالا می برد این زنجیره در بدترین حالت می تواند تا آنجا ادامه یابد که ما را گرفتارابر تورم نماید و باعث سقوط هر چه بیشتر پول ملی کشورمان شود .

بنابراین به نظر می رسد تنها گزینه پیش رو آگاه نمودن مردم و جامعه نسبت به شرایط فعلی و پذیرش تدابیری خالص از سوی دولت مردان که سرعت تخلیه سیل نقدینگی را کاهش دهند و با یک تورم 30 تا 40 درصدی ماجرا را ختم به خیر نماییم .

راهکاری که دور از دسترس نیست و تنها نیازمند تصمیمات سخت اما با حفظ منافع ملی می باشد.

 

منابع :

  • بانک مرکزی ایران
  • مجله تجارت فردا شماره 281

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *