تولید کنیم یا پول چاپ کنیم؟

اقتصاد بیمار ما ایران
اقتصاد بیمارما
سپتامبر 21, 2018
نیمه دوم سالی سخت
نیمه دوم سالی سخت
اکتبر 11, 2018
تولید کنیم یا پول چاپ کنیم؟
تولید کنیم یا پول چاپ کنیم؟

تولید کنیم یا پول چاپ کنیم؟

در مقالات قبلی به تاثیر رشد نقدینگی پرداختیم و دریافتیم که طی 58 سال گذشته به طور متوسط حجم نقدینگی سالانه 25% رشد نموده است اما بایستی در نظر داشت که نقدینگی معلول است و به علت این رشد نقدینگی کمتر پرداخته می شود، دراین مقاله سعی خواهیم کرد تا به علت رشد نقدینگی بپردازیم و راهکار مناسب جهت بهبود شرایط ارایه دهیم.

چه عوملی باعث افزایش نقدینگی می شود؟

اقتصاد کشور ما متکی به درآمد نفتی است، دولت نفتمان را صادر می کند و دلاری که می گیرد را به بانک مرکزی می دهد و معادل آن را ریال می گیرد سپس در یک حرکت بسیار ساده نقدینگی ایجاد می کند اما این نقدینگی به جای آنکه صرف تولید شود و به سمت بخش های تولیدی و اشتغال سرازیر شود تا رونق اقتصادی منجر شود و رفاه جامعه افزایش یابد و کل اقتصاد کشورمان رشد کند در اختیار دولت قرار می گیرد و جهت هزینه کرد روزمرگی دولت فربه (و هر روز فربه تر) خرج می شود. هزینه های دولتی همواره بالا می روند و باعث افزایش نقدینگی می گردند.

افزایش نقدینگی

 این چرخه معیوب 3 رکن دارد :

  • نفت

  • دولت

  • بانک مرکزی

و جالب این جاست که هر 3 رکن در دستان یک گروه هستند که نه تنها هم دیگر را اصلاح نمی کنند که باعث تسریع در تخریب نمودن اوضاع اقتصادی کشور هم می شوند

جالب اینجاست اگر نفتمان را بیشتر صادر کنیم ریال بیشتری به دولت تعلق می گیرد وچرخه معیوب را ادامه می دهد اما اگر مشکلی در صادرات نفت داشته باشیم دولت از فرزند خوانده وابسته به دولت (بانک مرکزی) تقاضای چاپ پول و افزایش ریال و نقدینگی می کند که باز هم منجر به بزرگ تر شدن دولت و بالا رفتن هزینه های دولت می شود.

به بیان ساده تر بخش مهمی از مطالبات بانک ها در اصل بدهی های دولت است یعنی با اینکه صادرات نفت کشور از سال 93 تا 96 از 1/435/000 بشکه به 2/324/000 بشکه در روز(62%) افزایش یافته است اما باز هم در همین مدت بدهی دولت و شرکت های دولتی به شبکه بانکی کشور از 146 هزار میلیارد تومان به 258 هزار میلیارد تومان (بیش از 76%) افزایش یافته است.

مفهوم بدهی دولت به بانک یعنی نقدینگی که بانک ها با چاپ پول به کمک دولت آمده اند در اصل بانک مرکزی، بانک دولت است که در تمامی 4 دهه گذشته دولت با استقراض از بانک مرکزی به بزرگ تر شدن خودش کمک کرده است و در این میان مجلس شورای اسلامی نیز بدون هیچ اقدام مناسبی و تدوین قوانین مفید برای جلوگیری از ادامه این روند معیوب، به دنبال بزرگ شدن شرکت ها و نهادهای دولتی هستند و به افزایش نقدینگی در کشور تن داده اند.

آمارهایی از وضعیت اندازه دولت به درک بهتر مطلب کمک می نماید.

در حال حاضر کارمندان دولت به میزان 2 میلیون و سیصد و پنجاه هزار نفر هستند و پانصد هزار نفر هم در شرکت های دولتی و ششصد هزار نفر هم در نهادهای عمومی و ششصد هزار نفر هم نیروی انتظامی و نظامی هستند یعنی 4 میلیون حقوق گیر و این در حالی است که بیش از 4 میلیون و پانصد هزار نفر هم مستمری بیگران از صندوق های بازنشستگی کشور و تامین اجتماعی هستند.

یعنی در کشور 3600 دستگاه اجرایی فعالیت می کند و در استان های کشور هم 247 هزار اداره کل و نهاد فعال هستند.

راهکار چیست؟ (چه باید کرد؟)

پاسخ بسیار ساده است، کافی است چرخه معیوب قبلی را بر هم بزنیم.

اگر تولید وجود داشت قطعا حال و روز اقتصاد کشورمان چنین نبود پول نفت را نه برای مخارج روزمره مان که برای سرمایه گذاری در بخش تولید هزینه کنیم.

سهم تولید ناخالص داخلی کشور ما برحسب فعالیت های اقتصادی به گونه ای است که گروه خدمات 57% آن را تشکیل می دهد که جای تامل دارد و گروه صنایع با حدود 20% از وضعیت مناسبی برخوردار نیست.

حتی سرمایه گذاری روی ماشین آلات بخش خصوصی که شاخص بسیار مهمی است برای انگیزه رونق کسب و کار در کشور در 4سال گذشته از 8/2% به 6/5% کاهش یافته است و سرمایه گذاری ماشین آلات دولتی هم در همین مدت از 2% به 1% کاهش پیدا کرده است.

یعنی اینکه با وجود این همه صادرات نفت و این همه استقراض دولت از بانک مرکزی سرمایه گذاری برای تولید صورت نگرفته است.

بر اساس آمارهای بانک مرکزی سرمایه گذاری تحقق یافته به سرمایه گذاری برنامه ریزی شده از 19% در سال 93 به 15% در سال 96 رسیده است.

یعنی 85% سرمایه گذاری از بخش تولید و صنعت خارج شده و به جاهای دیگری رفته است و نتیجه بسیار روشن است تولیدی در کار نیست , نقدینگی به سمت تجارت می رود، نقدینگی دست به دست می شود و ضریب فزاینده پولی افزایش می یابد و نهایتا منجر به تورم می شود.

البته مشکل دیگر تولید در کشور ما این است که نه تنها سرمایه گذاری جدیدی صورت نمی پذیرد که حتی ظرفیت اسمی کارخانه های ما هم در حال حاضر محقق نمی شوند یعنی  نمی توانیم ظرفیت تولیدی که ایجاد کرده ایم را استفاده نماییم.

مطالعه بیشتر: اقتصاد بیمار ما

جمع بندی : مسولان کشور ما باید بدانند که نمی توان با اتکا به نفت و چاپ پول به رشد اقتصادی رسید، یعنی اینکه بایستی نفت و بانک مرکزی را از دست مسولان کشور بگیریم، کاری که تمامی کشورهای توسعه یافته انجام داده اند و نتایج آن را به وضوح دیده اند و ما هم چنان بر خطای مکرر خود اصرار داریم و معتقدیم که مرغ یک پا دارد.

دولتمردان بایستی در شرایط فعلی نشان بدهند که متوجه اشتباهات خود شده اند , به وضوح اعلام کنند که در صدد تغییر سازوکارهای فعلی بر آمده اند و از اندک ظرفیت های باقی مانده اعتماد مردم استفاده کنند و اقتصاد کشور را از چرخه معیوب 40 ساله نجات دهند و با سرمایه گذاری در بخش تولید و عمرانی کشور و چابک کردن بدنه دولت، راه آزموده شده جهانی را پیش رو گیرند. امید که بدانند فرصت اندک است.

محمد رحیم راد شیرازی

مدیر عامل شرکت مدیران کارآفرین سرزمین پارس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *